نسبیت مرغی

سوال : چرا مرغ از خيابان رد شد؟


ــ ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود .

ــ موسي : و آنگاه پروردگار ازآسمان به زمين آمد و به مرغ گفت به آن سوي خيابان برو و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .

ــ مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد . اين از نظر تاريخي اجتناب‌ناپذير بود .

ــ خاتمي : چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند.

ــ بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم .

ــ همينگوي : براي مردن . در زيرباران!

ــ سهراب سپهري : مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.

ــ فردوسي پور : چه ميـــــــــکــنه اين مرغ!

ادامه نوشته

نوام چامسکی

آورام نوآم چامسکی (۱۹۲۸ در فیلادلفیا، پنسیلوانیا) زبان‌شناس ، فیلسوف آنارشیست و نظریه پرداز یهودی-آمریکایی است. نظریه معروف وی دستور زایشی-گشتاری است که در دهه ۶۰ میلادی انقلابی در زبان‌شناسی معاصر ایجاد کرد. تا پیش از نظریات وی از ماهیت زبان و چگونگی یادگیری زبان توسط انسان درک درستی وجود نداشت.مقالات و کتاب‌های نوام چامسکی آغازگر پژوهش‌های نوینی در عرصه روانشناسی زبان گردید.

هم‌چنین وی مقالات متعددی در زمینه نقد سیاست‌های خارجی دولت ایالات متحده آمریکا دارد.

وی استاد بازنشسته دپارتمان فلسفه و زبان‌شناسی موسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا است.

ادامه نوشته

پرواز بوفالوها

 سلام دوستان

نوشته جیمز بلاسکو به عنوان «پرواز بوفالوها» را احتمالاً دیده اید. اما از آن نوشته هایی است که ارزش بارها خوانده شدن دارد.

بلاسکو از رفتار شگفت انگیز غازها میگوید و اینکه غازها در حرکت گروهی، همگی مسئولیت پذیرند. هیچ کس در پی جلو زدن از دیگران نیست و هیچکس  قرار گرفتن در نوک پیکان حرکت را، حق مسلم و طبیعی خود نمیداند. به تدریج جای خود را با یکدیگر عوض میکنند و اگر کسی به دلیل مشکل و بیماری از گروه جدا شد، دو یا سه غاز همراه او میشوند تا مشکلش حل شود یا بمیرد. همه غازها میدانند به کجا میروند و به همین دلیل به سادگی میتوانند با خسته شدن رهبر، در نوک پیکان حرکت، قرار بگیرند.

 بوفالوها اما، فکر میکنند که یک فرد مشخص باید رهبر و پیشتاز باشد. بقیه همه پیرو هستند. همه مسئولیتها بر گردن آن یک فرد است و اگر راه به مقصدی اشتباه منتهی  شود، همه رهبر را مقصر میدانند.

اگر رهبر مسیر اشتباهی برود، همه اشتباه میروند و خود را  هرگز مسئول نمی دانند. دیده شده که وقتی یک بوفالو اشتباهاً به دره بیفتد، اکثر بوفالوهای پشت سر او هم چشم بسته به همان دره می‌افتند! بوفالوها، اگر در یک مرزعه گیر بیفتند و دربی باز برای خروج ببینند، هیچ کدام جرأت عبور ندارند. همه صبر میکنند تا یکی جرأت کند و از در رد شود. آن وقت همه با هم به سمت در حمله میکنند و زیر دست و پای همنوعان خود له میشوند.

   وای به روزی که افرادی یا گروهی یا حتی در سطح وسیع تر ... مانند بوفالو باشند و کسی از آنها بخواهد که مانند غازها، پرواز کنند.

 

نقد و انتقاد

با توجه به مسائل و صحبتهایی که دوستان در بخش نظرات بیان فرموده اند  خوب است قبل از اینکه این کار را شروع کنیم یه نگاهی به مقالات زیر بکنیم

نقد چیست؟

آداب نقد

روحیه نقد و انتقاد پذیری

كتابخانه «مهدي آذر يزدي» در يزد تاسيس ‌شد

آذريزدي در اين نامه تمام كتاب‌هايش را به جز يك صد نسخه كتاب مرجع و لغت(كه قرار شد تا زمان مرگش در اختيار وي بماند) براي راه‌اندازي كتابخانه عمومي به نام خود اهدا كرده بود.

وقتي علت اين تصميم ناگهاني را جويا شديم به خوابي كه ديده بود اشاره كرد كه پدر مرحومش وي را از پشت بام منزل فراخوانده بود. آذريزدي به پدرش گفته بود: «براي آمدن مشكلي ندارم فقط نگران كتاب‌هايم هستم» و پدر پاسخ داده بود: «انسان هرچه سبكبارتر باشد راحت‌تر است هرچه داري بگذار و بيادر خواب آذريزدي، كتاب‌هايش را داخل جعبه‌اي گذاشته و رفته بود.

آذريزدي: من كه سواد چنداني نداشتم و دانشگاه نرفتم كه نويسنده زبردستي باشم، آنچه به كتاب هايم جذابيت داده و مخاطبان اظهار علاقه مي‌كنند صداقت و راستي من در اين كتاب‌ها بوده است.

ادامه نوشته

مدیریت مراکز- کدامین را می پسندید؟

سلام دوستان

اگر یادتان باشد در درس اداره مراکز که توسط استاد اسفندیاری عزیز تدریس شد (دل اونهایی که با ایشون کلاس نداشتند بسوزه) با انواع سبکهای رهبری آشنا شدیم: رهبر اقتدارگرا، بی بندوبار و دموکراتیک. هرکدام از این سبکها خصوصیات خوب و بدی دارند.

دکتر شریعتی انسانها را به 4 دسته تقسیم کرده که من این خصوصیات را به مدیران تعمیم دادم. بنظر من این طبیعی است که انسانها خصلتها و خصوصیاتی داشته باشند که البته ذاتی است، ولی وای به حال وقتی که یک مدیر، خصوصیات بدی داشته باشد چون او وظیفه رهبری یک گروه را دارد و باید الگویی باشد برای سایرین و از همه بدتر اینکه کارمندان بینوا هم که طبق معمول همیشه، مجبورند بی چون و چرا اوامر ایشان را اطاعت کنند.

ادامه نوشته

داستانک

یخ

 سلام حاجی ٬ یخ داری ؟  

 - نخریدند ٬ تموم شد.

ادامه نوشته

علم سنجی

به اطلاع می ساند که این هفته جمعه، مورخ 19/04/1388 آقای دکتر عبدالرضا نوروزی چاکلی، مدیر گروه علم سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و عضو هیأت علمی گروه علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شاهد، میهمان برنامه "فُـــرجــه" که به صورت زنده و از شبکه چهار تلویزیون پخش می شود، هستند.
   موضوع این هفته این برنامه "علم سنجی و نقش آن در راهبردها و برنامه ریزی های توسعه علم، فناوری و نوآوری" است. این برنامه روز جمعه بعد اذان ظهر (ساعت 13:10) به مدت 45 دقیقه پخش خواهد شد.

امیرکبیر گریست

 سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود

هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند

روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز

  چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد...

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست

امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.

ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند

امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند

روحش شاد

در انتظار ظهور منجی

به مناسبت سالروز ميلاد با سعادت امام علي (ع)

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود، بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است...

روزی که دیگر در خانه هایشان را نمی بندند

قفل افسانه ای است

و قلب برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

روزی که آهنگ هر حرف زندگی است

تا من به خاطر آخرین شعر ، رنج جست و جوی قافیه نبرم ...

روزی که هر لب ترانه ای است

تا کمترین سرود بوسه باشد .

روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی  و مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم  ...

و من آن روز را انتظار می کشم ؛

حتی روزی که دیگر نباشم .

احمد شاملو

پدران کتابدار

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر را به همه کتابدارن تبریک عرض می کنم خصوصا پدران کتابدار

حالا بفرمایید لطفا پدر کتابداری ایران کیه؟( روز پدر را به ایشان تبریک می گوییم).

 آقای دکتر دیانی  پدر کتابداری ایران:

دکتر دياني به عنوان اولين استاد کتابداري و اطلاع رساني در ايران اين موقعيت را داشته است که بنيان گذار دوره کارداني ، ‌کارشناسي و کارشناسي ارشد در دانشگاه شهيد چمدان ، دوره کارشناسي ارشد و دکتري د ر دانشگاه فردوسي مشهد و باني دوره دکتري کتابداري در دانشگاه شيراز باشد. دکتر محمد حسين دياني تا کنون 20 کتاب و 75 مقاله در حوزه کتابداري و اطلاع رساني منتشر کرده است همچنین اجراي 13 طرح تحقيقاتي مصوب ، ‌راهنمايي 9 پايان نامه کارشناسي ارشد و راهنمايي 3 پايان نامه دکتري کتابداري و ويراستاري 5 کتاب از ديگر فعاليتهاي پژوهشي ايشان بوده است.

آقای دکتر هوشنگ ابرامی پدر کتابداری ايران

زنده ياد هوشنگ ابرامی در سال۱۳۴۲درهمدان متولد شد.در سال ۱۳۳۵از دانشگاه تهران ليسانس اقتصاد گرفت.او در سال ۱۳۳۷به استخدام موسسه ی انتشارات فرانکلين در ايران در آمد.بانک مرکزی ايران در سال ۱۳۳۹ او را استخدام کرد و او کتابخانه تخصصی بانک را پايه گذاری کرد.در سال ۱۳۴۳برای تحصيل در دوره ی فوق ليسانس به دانشگاه پيتسبورگ در آمريکا رفت.وی در سال ۱۳۴۵در دوره ی نو بنياد فوق ليسانس کتابداری در دانشگاه تهران به تدريس می پردازد.در سال ۱۳۴۶برای تحصيل در دوره ی دکترای کتابداری و اطلاع رسانی به پيتسبورگ بر ميگردد.ابرامی در سال۱۳۵۱بخش علوم کتابداری دانشگاه شيراز را تاسيس می کند و خود رييس اين بخش می گردد.در سال ۱۳۵۵پس از ترک دانشگاه شيراز،ابرامی به استخدام موسسه ی برنامه ريزی ايران در می آيد.(به نقل از مقاله ی دکتر زهير حياتی)

یا آقای دکتر عباس حری؟

 

داستان زیبا و تکان دهنده

يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟" پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..." البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد: " اي كاش من هم يك همچو برادري بودم." پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟" "اوه بله، دوست دارم." تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟" پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد." پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد : " اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني." پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند.

آلمانی زبان‌ها روزانه 27 دقیقه کتاب می‌خوانند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از خبرگزاری آلمان، مردم سه کشور اتریش، سويیس و آلمان، بیشترین استفاده کنندگان رسانه‌ها هستند؛ آن‌ها بیش از 10 ساعت از وقت روزانه خود را صرف تلويزیون، اینترنت، رادیو، کتاب، نشریات و کتاب‌های صوتی می‌کنند.

با وجود اين كه 17 در صد از سوال شوندگان، اظهار کرده‌اند که نمی‌توانند از کتاب چشم‌پوشی کنند، کتاب از نظر اهمیت پس از اینترنت (31 در صد) و تلويزیون (25 در صد) در رده سوم قرار می‌گیرد.

از طرف دیگر با توجه به اینکه مطالعه کتاب به تمرکز نیاز دارد و با توجه به استفاده روزمره از اینترنت ،تلويزیون و رادیو و در مقایسه کتاب با این رسانه‌ها، کتاب در رده پايین‌تر جای می‌گیرد.

اين تحقيق نشان مي‌دهد كه یک آلمانی روزانه 605 دقیقه از وقت خود را با رسانه‌ها سپری می‌کند که از این زمان 173 دقیقه به تماشاي تلويزیون ، 167 دقیقه به رادیو ، 148 دقیقه به اینترنت ، 42 دقیقه به روزنامه‌ها و 30 دقیقه به نشریات و نیز کتاب اختصاص می‌دهد و به طور متوسط  17 دقیقه نيز برای گوش کردن به کتاب‌های صوتی باقی می‌ماند.

این تحقیق، همچنین حاکی است، کتاب‌های جنایی از بیشترین طرفدار، در سه کشور آلمانی زبان سويیس، اتریش و آلمان برخوردارند. بر این اساس 54 در صد از مردم، طرفدار کتاب‌های جنایی اند. در این نظر سنجی، کتاب‌های غیرداستانی، رمان‌های تاریخی و کتاب‌های کلاسیک در رديف‌هاي بعدي جای می‌گیرند و حدود یک سوم از شرکت‌کنندگان این نظرسنجی با کتاب‌های دیجیتالی يا «ای بوک» آشنا يند و از آن‌ها استفاده مي‌كنند.

این بررسي به سفارش انجمن ناشران و کتاب‌فروشان سويیس و نیز انجمن مرکزی کتاب اتریش به این مرکز تحقیقاتی، محول شده و به همين دليل مساله کتاب و ميزان توجه مردم به كتاب‌خواني در آن نقشی اساسی داشت.