در این مقاله به بیان مفهوم جامعیت(1) و مانعیت (2)در بازیابی اطلاعات و مفاهیم وابسته آن  پرداخته شده است. همچنین مولفه های موثر بر جامعیت و مانعیت که شامل: نحوه بیان در خواست، استنباط ن از مفهوم ربط ، نیاز استفاده کننده،کل نگری، جزء نگری و تاثیر واژگان در جامعیت و مانعیت است.

بیان مفاهیم

جامعیت: به معناي توانايي نظام در بازيابي مدارك مرتبط ،یا، نسبت اسناد مربوطی که واقعا بازیابی شده اند.

مانعیت: توانايي نظام در كنار گذاشتن مدارك نامرتبط ،یا،نسبت اسناد بازیابی شده ای که مربوط هستند.

نظام: در برگیرنده اجزاء به هم مربوطی است که برای انجام کارکرد خاصی یا هدفی ویژه، با یکدیگر میانکنش دارد.

ربط: "ميزان مرتبط بودن مدرك با نياز اطلاعاتي" است (1: 606).

جامعيت و مانعيت چیست؟

 اين دو اصطلاح به مقياس‌هايي اطلاق مي‌شود كه عمومآ به‌منظور ارزيابي عملكرد كاوش نظام‌هاي بازيابي اطلاعات به‌كار مي‌رود. مجموعه مدارك به دو بخش تقسيم مي‌شود:

1.مداركي كه با راهبرد كاوش به‌كاررفته براي جست‌وجو در نظام منطبق بوده بازيابي شده‌اند .

2.كليه مداركي كه با اين راهبرد همسو نبوده و در نتيجه بازيابي نيز نشده‌اند .

اين تقسيم‌بندي دوگانه را مي‌توان نوعي پيش‌بيني تناسب نظام دانست. نظام، به تعبيري، پيش‌بيني مي‌كند كه مداركي مرتبط و مدارك ديگري نامرتبط‌اند. بدين ترتيب، مدارك مرتبط را بازيابي مي‌كند و مدارك نامرتبط را كنار مي‌گذارد.

تقريبآ در همه موارد، تعداد مدارك بازيابي‌شده در هر كاوش از كل تعداد مدارك موجود در نظام كمتر است. بنابراین تعداد مدارك بازيابي‌نشده بسيار است.

 در كاوش كامل، كليه مدارك موجود در پايگاه اطلاعاتي كه استفاده‌كننده آنها را مرتبط ارزيابي مي‌كند، بازيابي مي‌شود و مداركي كه مرتبط نمي‌داند بازيابي نمي‌شود . در اين وضعيت، همساني كاملي ميان ارزيابي‌هاي استفاده‌كننده در مورد مدارك مرتبط و پيش‌بيني‌هاي تناسب نظام حاصل مي‌گردد و مي‌توان گفت كه اين كاوش صددرصد جامعيت و مانعيت را كسب كرده است.

  تعداد مدارك مرتبط بازيابي‌شده        = نسبت‌جامعيت یا بازیاف

 تعداد مدارك مرتبط موجود در مجموعه 

 

تعداد مدارك مرتبط بازيابي‌شده     = نسبت مانعيت یا دقت

 كل تعداد مدارك بازيابي‌شده

نسبت مانعيت را مي‌توان نوعي عامل هزينه‌بر شمرد، چون وقت استفاده‌كننده يك عامل هزينه‌بر به‌شمار مي‌رود. براي تفكيك مدارك مرتبط از به‌عنوان نامرتبط در يك كاوش كاوشي با 75 درصد جامعيت و 50 درصد مانعيت به‌مراتب مؤثرتر از جامعيت 75 درصد و مانعيت 25 درصد است.

چنان‌كه در پيش اشاره شد، هر دو نسبت جامعيت و مانعيت ميزان انطباق ارزيابي‌هاي كاربر از تناسب مدرك و پيش‌بيني تناسب نظام را مشخص مي‌سازد. در كاوش كامل، اين دو كاملا بر هم منطبق است. البته چنين كاوش‌هاي دقيقي به‌ندرت رخ مي‌دهد.

افزون بر دو مقياس جامعيت و مانعيت، كه مقياس‌هاي سنجش عملكرد نظام‌هاي بازيابي اطلاعات محسوب مي‌شود، در برخي متون به مقياس‌هاي ديگري اشاره شده كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:

1. اُفت(3):  عبارت است از احتمال اينكه يك مدرك بازيابي‌شده نامرتبط باشد.

2. شمول(4):به‌معناي نسبت مجموعه مدارك (پايگاه اطلاعاتي) است كه پرسش بدان مي‌پردازد.

3. اختلال (5):كه عبارت است از نسبت مدارك بازيابي‌شده نامرتبط (2: 165)

رابطه جامعيت و مانعيت

 اساسآ دو مقياس جامعيت و مانعيت در روند كاوش نتيجه معكوس دارند؛ يعني هر تلاشي كه در جهت افزايش جامعيت صورت گيرد ناگزير باعث كاهش مانعيت مي‌گردد، و هر قدر مانعيت به سطح مطلوب سوق داده شود از جامعيت كاسته مي‌شود.

عملكرد مطلوب يك نظام عبارت است از: 1= مانعيت = جامعيت؛ يعني بازيابي كليه مدارك مرتبط بدون وجود مدارك نامرتبط. 

سنجش جامعيت و مانعيت

 سنجش مانعيت براي يك كاوش به‌سهولت انجام مي‌گيرد، اما اندازه‌گيري جامعيت به‌سادگي مقدور نيست. 

تعيين نسبت جامعيت كار ساده‌اي نيست. براي اين منظور بايد مشخص كرد كه چه تعداد از مدارك بازيابي‌نشده در كاوش با درخواست كاوشگر مرتبط است. فقط يك راه براي تعيين دقيق جامعيت در يك كاوش وجود دارد و آن بررسي يكايك مدارك بازيابي‌نشده است و اين امر به‌جز در مورد وضعيت‌هاي آزمايشي بسيار كوچك مقدور نيست.

از آنجا كه تعيين جامعيت مطلق عملا ميّسر نيست، معمولا به برآورد جامعيت بسنده مي‌شود. يكي از روش‌هاي مطلوب، براي اين منظور، مبنا قرار دادن زيرمجموعه‌اي از مدارك نظام است كه مرتبط تشخيص داده شده است.

كاهش و افزایش جامعيت و مانعيت

معمولا در نمايه‌سازي تدابيري براي به حد مطلوب رساندن سطح جامعيت و مانعيت انديشيده مي‌شود. كاهش اين دو مقياس ممكن است به‌علل گوناگون پيش آيد. در باب كاهش جامعيت مي‌توان موارد زير را برشمرد:

الف) جامع نبودن روش‌هاي گوناگون در بازيابي؛

ب) بسيار خاص بودن راهبرد كاوش؛ و

ج) بسيار عام بودن راهبرد كاوش.

براي افزايش مانعيت نيز تدابير گوناگوني وجود دارد. كاهش ميزان رده‌هاي مدرك، محدود كردن تعريف واژه، از بارزترين روش‌هاي مطلوب‌سازي مانعيت به‌شمار مي‌آيد. مشخصآ همارايي، توزين (6) يا تعيين درجه اهميت يك واژه در موقعيت‌هاي مختلف، پيوند واژگان(7) كه رابطه ميان واژه‌هاي خاص را مشخص مي‌سازد اما به كيفيت رابطه اشاره‌اي ندارد، و شاخص‌هاي نقش(8) يا شاخص‌هاي ارتباطي كه توسط نمايه‌ساز به اصطلاحات خاص براي نشان دادن نقش دقيق يا كاركرد آن واژه در يك مدرك مشخص داده مي‌شود، به‌طور كلي از ابزارهاي افزايش ميزان مانعيت به‌شمار مي‌آيد. ابزارهاي افزايش مانعيت اساسآ باعث افزايش حجم واژگان در نمايه مي‌شود.

مولفه های موثر بر جامعیت و مانعیت

1.نحوه بیان در خواست

2. استنباط  از مفهوم ربط

3. نياز استفاده‌كنندگان

4. كل‌نگري (9): (جامعیت)

5.جزءنگري (10): (مانعیت)

6.تأثير واژگان بر جامعيت و مانعيت

1. برای اینکه کاربر بتواند نیاز خود را با زبانی قابل فهم بیان کند و سهم خوبی از جامعیت و مانعیت را نصیب خود نماید. باید مهارت ها و دانش خاصی را به کار گیرد.

عمق پوشش موضوعی یک نظام از یک طرف و خبرگی کاربر در محدوده موضوعی، دامنه دار تر بودن کلیه واژه های مرتبط با موضوع و اطلاع از قوانین بازیابی اطلاعات در هر نظام عوامل موثری هستند که در جامعیت و مانعیت بازیابی اطلاعات تاثیر گذارند.

برگمن نیاز به سه دانش ذهنی، فنی و معنایی را برای رسیدن به مقصود برای کاربر ضروری می داند.(کلارک 2000):

دانش ذهنی: دانش مورد نیاز برای تبدیل یک نیاز اطلاعاتی به یک درخواست قابل جستجو یعنی انتخاب واژه هایی که بیشترین جامعیت را نتیجه دهد.

دانش معنایی: چگونه و کی قابلیت های موجود در نظام را باید بکار برد. برای مثال چگونه و چه وقت از عملگرهای بولی استفاده کرد.

دانش فنی: مهارت های اساسی بکارگیری رایانه و ترکیب در خواست های وارد شده به عنوان عبارت های جستجوی خاص، برای نمونه:Smith John F. تایپ شود یا John F.smith .

بهره گیری از سه دانش ذکر شده می تواند تاثیر فراوانی بر میزان جامعیت نتایج بازیابی شده داشته باشد.

2. ربط معياري براي ارزيابي نظام‌هاي بازيابي اطلاعات و كارآيي كاوش‌هاي انجام شده است و به وسيله دو ملاك جامعيت و مانعيت سنجيده مي‌شود.ربط عامل مهم در هر ارتباطی است. از آن جا که هدف بازیابی اطلاعاتی برقراری ارتباط است. از این رو ریط هم کلید جدایی ناپذیر بازیابی موثر است.

دو مورد از مشهورترین مقیاس های عملکرد که مرتبط با ربط است،جامعیت(بازیافت)و مانعیت(دقت) است. آزمایش های کرنفیلد نخستین آزمون های عمده ای به شمار می آید که از جامعیت و مانعیت به عنوان مقیاس های عملکرد بهره جست. سیرین کلوردون پژوهشگر اصلی بود. نتایج او اغلب مورد استفاده قرار می گیرد.

یک یافته مهم این بود که اگر جامعیت زیادی مورد نظر باشد، می توان مانعیت کمتری انتظار داشت و بر عکس(پائو،1378).

3. درخواست‌كنندگان هميشه نياز به جامعيت ندارند. افراد گوناگون نيازهاي متفاوت دارند. حتي اهميت جامعيت و مانعيت براي فردي خاص در زمان‌هاي مختلف متفاوت است. از يك سو، تقاضاكننده‌اي كه به نگارش كتاب، تهيه مقاله، يا انجام طرح‌هاي پژوهشي بلندمدتي مشغول است، احتمالا خواستار جست‌وجوي جامعي (جامعيت بيشتر) است و مانعيت براي او كمتر اهميت دارد. چون مي‌خواهد مطمئن باشد كه هيچ مدرك مهمي را از دست نمي‌دهد. از سوي ديگر، استفاده‌كننده‌اي كه مي‌خواهد از خدمات اطلاع‌رساني صنعتي استفاده كند و احتياج به مقاله‌هاي جديدي در مورد موضوعي خاص دارد و سرعت تهيه آن نيز برايش حائز اهميت است، احتياج به جامعيت بالا ندارد، در عوض مانعيت در نتايج كاوش براي او مهم است. برخي افراد ممكن است تركيبي از هر دو را ترجيح دهند، اما افراد معمولا خواستار سطح "معقول" جامعيت و سطح "مقبول" مانعيت هستند.

يكي از محدوديت‌هاي نسبت جامعيت اين است كه فرض را بر آن مي‌گذارند كه كليه مدارك مرتبط بازيابي‌شده تقريبآ از ارزش يكساني برخوردارند. اين امر هميشه صادق نيست. به‌طور كلي، براي ارزيابي خدمات اطلاع‌رساني، نسبت جامعيت بايد به‌دقت و با احتياط به‌كار رود (4: ج 23، ص 178).

4. در اين نگرش، شناسايي كليه موضوع‌هاي مجزاي مورد بحث مدرك در عمليات نمايه‌سازي مدّ نظر است.
هرگاه نمايه‌سازي كل‌نگر در سطح عالي انجام گيرد، جامعيت افزايش مي‌يابد. كل‌نگري و پيامد آن، يعني جامعيت، موجب كاهش عملكرد مانعيت مي‌گردد. اين امر به دو دليل اتفاق مي‌افتد؛ يكي به‌سبب آنكه اگر در هر مدركي كليه موضوع‌ها را درنظر بگيريم در جريان نمايه‌سازي عنوان‌هاي متعددي خواهيم داشت كه فقط بخش اندكي از مدرك بدان پرداخته و در نتيجه، هنگام بازيابي آنها نيز، علي‌رغم كمي اطلاعات، مدارك بازيابي مي‌شوند. دوم آنكه با افزايش كليدواژه‌هاي نمايه‌اي، در مرحله كاوش، همارايي كاذب (11)  رخ مي‌دهد و سرانجام رو به كاهش مي‌گذارد (66:5 -67).

5. برخلاف آنكه قابليت‌هاي جامعيت يك نظام از طريق سياست‌گذاري در باب كل‌نگري نمايه‌سازي سنجيده مي‌شود، مانعيت يك نظام كاملا قائم به توانايي زبان نمايه‌سازي براي توصيف دقيق مفاهيم است.

 هنگامي كه تقاضايي براي جست‌وجو در مورد "روش‌هاي نمايه‌سازي دستي" عنوان مي‌شود، مي‌توان عنوان را به‌دقت همان‌گونه كه در هنگام نمايه‌سازي وارد شده، كاوش كرد؛ و مي‌توان انتظار داشت كه بيشتر مدارك بازيابي‌شده مرتبط با موضوع باشد. از سوي ديگر، نسبت جامعيت كاوش احتمالا پايين خواهد آمد، زيرا نظام، مداركي را كه شامل اطلاعات مفيدي در مورد موضوع است ناديده خواهد گرفت.

6. واژگان برحسب مقيّد يا طبيعي بودن بر اين دو مقياس تأثير دارد. عناصر متن آزاد (به‌جز عناوين)، غالبآ طولاني‌تر از مجموعه‌اي از واژه‌هاي نمايه‌اي تعيين شده است. اين امر موجب افزايش جامعيت و كاهش مانعيت مي‌گردد. معمولا در متن آزاد، حشو بيشتر است و احتمال اينكه واژه‌اي خاص يافت شود نيز بيشتر است. با اين حال، روش‌هاي گوناگوني براي نمايش يك موضوع در پايگاه‌هاي اطلاعاتي تمام‌متن وجود دارد كه نيل به جامعيت بيشتر را مشكل مي‌سازد.

واژه‌هايي با مفهوم عام، كه بيشتر در واژگان كنترل‌شده ظاهر مي‌گردد و ممكن است در متن به‌صورت ضمني آمده باشد نيز جامعيت را افزايش مي‌دهد. پيوند ميان واژه‌هايي كه از لحاظ معناشناختي با هم مرتبط اند در تشكيل واژگان كنترل‌شده با ساختار مناسب نقش عمده‌اي دارد.

از سوي ديگر، در متن آزاد معمولا واژگان خاص‌تر است و در نتيجه مانعيت را افزايش مي‌دهد، ليكن تنوع روش‌هاي ارائه مفاهيم، نيل به جامعيت بالا را در كاوش‌هاي "مفهومي" عام مشكل مي‌سازد. در كاوش‌هايي از اين نوع، واژه‌هاي‌كنترل‌شده نسبتآ عام‌تر مرجح است.

عناصر برگرفته از متن آزاد هميشه روزآمدتر است. براي يافتن موضوعي بسيار جديد در نظام واژگان كنترل‌شده ممكن است لازم شود كاوشگرواژه‌هاي متعدي را آزمايش كند (كاهش مانعيت) و نيز ممكن است در مورد آن موضوع چيزي نيابد (كاهش جامعيت). متخصصان اطلاع‌رساني كه با واژگان كنترل‌شده كاملا آشنا هستند از اين ابزار بهتر استفاده مي‌كنند، و حال آنكه استفاده‌كننده نهايي با زبان طبيعي مدرك مورد نظرش آشناتر است و بهتر كار مي‌كند.

يكي از مطالعات انجام‌شده در زمينه مقايسه متن كامل، چكيده كردن و نمايه‌سازي بر اساس واژگان كنترل‌شده مربوط به تنوپير(12) در سال 1984 است. مهم‌ترين نتيجه تحقيق وي اين بوده است كه كاوش با واژه‌هاي كنترل‌شده، مداركي را بازيابي مي‌كند كه در كاوش متن كامل بازيابي نمي‌شود و بالعكس.

در تحقيق ديگري، مارتين به اين نتيجه رسيده است كه عنصر زبان طبيعي پايگاه اطلاعاتي شامل تك‌واژه‌هايي است كه توسط رايانه از عناوين و چكيده‌ها استخراج و سپس ويرايش شده تا واژه‌هاي غيراطلاعاتي حذف و واژگان با حذف املاهاي متفاوت و صورت‌هاي مختلف كلمات مناسب گردد (6: 208، 212)

نتیجه گیری

مفاهیم جامعیت و مانعیت دو مفهوم زیر بنایی در بازیابی اطلاعات است كه توانايي نظام در بازيابي مدارك مرتبط و كنار گذاشتن مدارك نامرتبط را به دنبال دارد، دو مقياس جامعيت و مانعيت در روند كاوش نتيجه معكوس دارند. سنجش مانعيت براي يك كاوش به‌سهولت انجام مي‌گيرد، اما اندازه‌گيري جامعيت به‌سادگي مقدور نيست. نحوه بیان در خواست، استنباط نظام و کاربر از مفهوم ربط ، نیاز استفاده کننده،کل نگری، جزء نگری و تاثیر واژگان برجامعیت و مانعیت تاثير گذار است.

مآخذ فارسی:

1.پائو، میراندالی.مفاهیم بازیابی اطلاعات.ترجمه اسدالله آزاد ورحمت الله فتاحی. مشهد:دانشگاه فردوسی(مشهد)،موسسه چاپ و انتشارات،1378.

2. شیری، علی. "جامعیت و مانعیت". دایره المعارف آنلاین کتابداری.

3. شمس اژه ای، محسن و امیدی فر،سیروس. ." بررسی مولفه های موثر بر میزان بازیابی اطلاعات(جامعیت)و دقت بازیابی اطلاعات(مانعیت) در نظام های بازیابی وب مدار". نشریه الکترونیکی شیرازه.

ماخذ لاتین:

1) Harter, stephen, p. "Psychological Relevance and Information Science". Journal of the American Society for Information Science. 43, 9(1992).

2) Pouitt, A. S. Information Storage and Retrieval Systems: Origins, Development and Application. NewYork: John Wiley & Sons, 1989.

3) Clarke,Sara J.(2000)."Search Engines for the World Wide Web: An Evaluation of Recent Developments". New York: Howarth press.

4) Idem. "Precision and Recall". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol. 23, PP. 170-188;

5) Idem. Information Retrieval Systems: Characteristics, Testing and Evaluation. NewYork: John Wiley & Sons, 1989;

6) Lancaster, F. W. Indexing and Abstracting in Theory and Practice. London: Library Association, 1991;

7) Lancaster, F. W.; Fayen, E. G. Information Retrieval Online. LosAngeles: Mellville, 1973;

 1. Recall

2. Precision

3. Fallout

4. Generality

5. Noise

6. Weighting

7. Interlocking

8. Role indicators

9. Exhustivity

10. Specificity

11. False coordination

12. Tenopir