همه شان را دوست دارم .هم حسین ،هم حمیده ،هم پریسا و هم مهدی .

حمیده بزرگتر از همه بود و فصل الخطاب جدال های کودکانه مدرسه کالو.درس هایش که تمام می شد بعضی وقت ها از حسین املاء می گرفت-نقاشی اش عالی بود برای پریسا در دفتر نفاش اش گُل می کشید و به درس های مهدی می رسید.هوای مهدی را بیشتر از همه داشت ،آخر "دادای" بزرگش بود و مادرش توصیه کرده هوای" کاکای" کوچکش را داشته باشد و مبادا تنهایش بگذارد.

هیچ وقت قهر نمی کرد،وقتی هم که قهر می کرد سرش روی میز میذاشت و با هیچکی حرف نمی زد. نه با معلمش ،نه داداش مهدی اش ،نه دختر عمو پریسایش و نه پسر عمو حسینش .حاج عباس (بزرگ روستای کالو) گفته بود این زارعی ها قهر کردنشان کوتاه ست و ته دلشان هیچ نیست...

روزی که بازخواستش کردم که داداش مهدی ات مشق هایش ننوشته ،مگر تو خواهر بزرگش نیستی؟رو به در کلاس که زمینه اش دریا ست سگرمه هایش در هم می کند ،می گوید :"من نمی دانم درس های خودم بخونم یا به مادرم املا بگم (مادرش نهضت سواد آموزی می رود که عصرها در مدرسه مان برپاست) یا به درس های مهدی برسم.خدایا من چکار کنم ...!"

کتابخانه که خودش شده بود رئیسش ،همیشه رو به راه بود.یک بار که مسئولی برای بازدید آمده بود گفت :حمیده برای مدرسه تان چه می خواهی!؟ نگاهی به مسئول کرد و گفت :"هزار تا کتاب برای کتابخانه مدرسه مان "  آقای مسئول قهقه بلندی زد و گفت:حمیده می دانی که کتابخانه ملی ایران هم اینقدر کتاب ندارد!آقای معلم چرا اینها را برایشان نگفتی که این درخواست ها می کنند!؟ من به آقای مسئول چیزی نگفتم چون خودم به همه شان (منظور از همه شان حمیده -حسین - پریسا و مهدیست!) گفته بودم : اینجا دیگر تمام شد که سالی یک بار یک نفر برای بازدید بیاید، اینجا دیگر از "صنعتی شریف " هم بازدید کننده بیشتری دارد ! هر که آمد اینجا بگویید ما از آدم های بزرگ خواسته های بزرگ داریم. تا کی یک مداد ،تا کی یک دفتر ،تا کی یک توپ فوتبال تا کی... (امروز تعداد کتاب های مدرسه از 500 تا بیشتر شده - زمانی که آمدم مدرسه فکر کنم کتاب ها کمتر از 30 تا بود)

حالا یار دبستانی مدرسه ما ،بزرگتر شده است . دارد می رود دوم راهنمایی -تا آینده برای خودش کاره ای شود و یادش می ماند معلمش برایش گفته : موفقیت تنها دکتر و مهندس شدن نیست موفقیت آدم خوب  و بدرد خوری شدن  برای جامعه اش  است .و اگر زمانه بگذارد حتما یادش می ماند که زمانی رئیس کتابخانه معروف ترین مدرسه دنیا بوده ،مدرسه کالو...

حالا حالاها این پازل قشنگ مدرسه کالو دارد تغییر می کند و این وبلاگ هی دلتنگ یار های دبستانی اش خواهد ماند ...