حالا اين پرسش مطرح است كه چگونه مي‌توان جهاني را به آتش كشيد و ميليون‌ها نفر را به كام مرگ فرستاد و در عين حال آثار بزرگان فلسفه و انديشه و ادبيات را با عطشي بي پايان خواند و چيزي فرانگرفت؟ اين مطلب ترجمه‌اي است از مقاله جديد روزنامه دي ولت آلمان كه به همين موضوع پرداخته است:
اشتياق آدولف هيتلر، ديكتاتور سابق آلمان به كتاب خواندن مثال زدني بوده است، چنان‌كه مي‌گويند‌ عطش وي به مطالعه به حدي بود كه طي جنگ جهاني اول ترجيح مي‌داد با چند مارك حقوق خود به عنوان يك سرباز به جاي خريد سيگار و يا پرداختن به ديگر تفريحات ، كتاب بخرد.
وي بيشتر اوقات در سنگر مي‌نشست و براي مثال رساله يك منتقد معماري را كه از خود باختگي فرهنگي برلين ــ‌ به خاطر ساختمان‌هاي غير آلماني ــ‌ شكايت كرده بود، مطالعه مي‌كرد. اما اين‌كه اين منتقد معماري اهل آلمان يك يهودي بوده است؛ هيتلر يا نمي‌دانست و يا از اين موضوع هرگز احساس ناراحتي نمي‌كرد.
ولـع خـوانـدن در هـيـتـلـر رونـد مـنـحـصـر بـه فرد و روشمندانه‌اي داشت ؛ به اين ترتيب كه او كتاب‌هايش را موشكافانه و در كمال دقت مورد مطالعه قرار مي‌داد؛ اين كار بيشتر تا نيمه‌هاي شب و بعضي وقت‌ها حتي تا ساعات اوليه صبح نيز به طول مي‌انجاميد، وي اين سبك زندگي نامتعارف را حتي در سال‌هاي طولاني حاكميت خود به عنوان ديكتاتور رايش آلمان نيز همچنان ادامه مي‌داد.
البته مشكل هيتلر همانند موضوع كتاب پرفروش «كتابخوان» اثر برنارد اشلينگ نويسنده آلماني متولد 1944 بي سوادي نبود كه ديگران مجبور باشند برايش كتاب بخوانند و او گوش كند. يك بار هيتلر در خانه خود واقع در برشتسگادن در حالي‌كه عينك مطالعه‌اش را به چشم زده و چاي مي‌نوشيد مشغول مطالعه كتاب بود كه همسرش اوا براون وارد اتاق شد. هيتلر او را با ناسزا‌هاي بسيار ركيكي از اتاق بيرون كرد.
اوا در حالي‌كه بشدت برافروخته شده بود، از پله‌هاي جلوي اتاق هيتلر سكندري خورده و به پايين سقوط كرد. در صبح شبهايي كه هيتلر تا ديروقت كتاب مي‌خواند حوصله اطرافيان وي تا حد مرگ به سرمي رفت چرا كه هيتلرعادت داشت هميشه كتاب جديدي را كه تازه به پايان رسانده بود، مو به مو تعريف كند.
هـيتلرعلاقه خاصي به كتاب‌هاي مرجع داشت. يك‌بار بين او و چند نفر از دوستانش درباره شخصيت ناپلئون جر و بحثي درگرفت. هيتلركه پاسخ دقيق را مي‌دانست، بلافاصله به اتاق كناري رفت و با يك دايره المعارف بزرگ بازگشت.

كتابداري با صليب شكسته بر بازو

آدولـف هيتلـر تنهـا يـك كتـابخوان نبود بلكه‌ يك مجموعه‌دار بزرگ كتاب نيزبه شمارمي رفت.
يــانــت فــلامــر نــويـسـنــده و روزنـامـه‌نگـارآمـريكـايـي(1987ـ‌ 1892) درسال 1935 در نشريه نيويوركر چنين نوشت: اين ديكتاتور كتابخانه‌اي مشتمل بر6 هزارجلد كتاب داشت كه چند سال بعد موجودي آن به 16 هزار و 300 جلد افزايش يافت.
كتابخانه شخصي اين ديكتاتور در مقر حكومتي وي در شهرهاي مختلف نظير مونيخ، برلين و برشتسگادن تقسيم شده بود. امروزه تنها 1200 جلد كتاب از اين مجموعه باقي مانده است. در ميان اين كتابها آثاري از كارل مي (نويسنده آلماني 1912ـ‌ 1842)، ويلهلم بوش (شاعر و نقاش آلماني 1908ـ‌ 1832) و كارل ماركس فيلسوف و روزنامه نگار آلماني (1883ـ‌ 1818) نيز ديده مي‌شود. كتاب‌هاي باقيمانده هيتلر هم اكنون در قفسه‌هاي ساده و فولادي كتابخانه مجلس در شهر واشنگتن آمريكا قرار دارند.
تيموتي ريباك مورخ متولد 1954 بتازگي تحقيقات گسترده‌اي را درباره كتاب‌هاي هيتلر در اين كتابخانه انجام داده است. وي پس ازجستجوي دقيق درحاشيه‌ها و يادداشت‌هاي نوشته شده توسط خود هيتلر در صفحات اين كتاب‌ها در نهايت نتيجه بررسي‌هاي خود را در قالب «شرح حال كتابخواني هيتلر» و با عنوان «كتابخانه شخصي هيتلر؛ كتاب‌هايي كه زندگي او را شكل دادند» به رشته تحرير درآورد.
اما هر كس جرات سقوط به جهنم را دارد ـ‌ به قول دانته ــ‌ نيازمند يك راهنماي سفر به عبارت بهتر نيازمند يك كتاب راهنماست. راهنماي سفر تيموتي مورخ نيز هنگام سقوط به جهنم والتر بنيامين (1892) نام دارد كه خود از قربانيان هيتلريسم است و در سال 1940 خودكشي كرد. اشتياق به مطالعه در اين نويسنده و روشنفكر آلماني ــ يهودي نيز دست كمي از هيتلر نداشت.
والتر بنيامين معتقد بود يك كتابخانه شخصي به منزله كليد روح صاحب آن است. به عقيده وي از طريق كتاب‌هايي كه يك نفر در طول زندگيش دور خود جمع مي‌كند مي‌توان در نهايت خود او را نيز به اصطلاح مطالعه كرد. البته همان‌گونه كه جغد مينروا (خداي روم) به گفته هگل پرواز خود را به هنگام غروب آغاز مي‌كند و همان‌گونه كه درباره ذهنيات زماني يك دوره ادبي تازه وقتي مي‌توان قضاوت كرد كه آن دوره به طور قطعي به پايان رسيده باشد، لذا در مورد يك كتابخانه نيز زماني مي‌توان به كنه روح صاحب آن پي برد كه مدت زيادي از مرگ او گذشته باشد.
البته در خصوص هيتلر اين زمان كمي طولاني‌تر هم شده است. بنابر اين بايد ديد كتاب‌هاي هيتلر درباره او چه مي‌گويند؟ آيا هيتلر ازآن كتابخوان‌هايي بوده كه خود هيچ ايده‌اي در سر نداشته و تمامي نظرياتش برگرفته از ايده‌هاي ديگران در اين كتاب‌ها است؟ آيا او هر آنچه كه به دستش مي‌رسيده، مي‌خوانده است؟ البتـه بسيـاري از يـافتـه‌هاي تيموتي مورخ درباره كتاب‌هاي هيتلر چندان هم غافلگيركننده نيست مثلا تيموتي كشف كرده است كه نيمي از كتابخانه هـيـتـلــر را ادبيـات تخصصـي ارتـش تشكيل مي‌دهد.