سهراب سپهری
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب لب پاشویه نشست
وعقاب خورشید ، آمد او را به هـــوا بـرد کـه بـرد
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
روزنی بود به اقرار بــهــشــت
تو اگر در تپش باد خـــدا را دیـدی
همت کن و بگو : ماهی ها
حوضشان بــی آب اسـت
باد می رفت به سروقت چــنـــار
من به سر وقت خدا می رفتم .
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 14:11 توسط مریم جلالی فرد
|
این وبلاگ ترجیحا جهت اطلاع رسانی به دانشجویان کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان ایجاد شده، ولی در کنار آن به موضوعاتی از دنیای کتابداری و اطلاع رسانی و مافیهای آن که شاید برای دنیا و آخرت دیگر کتابداران هم مفید باشد ، خواهد پرداخت. در صورتیکه تمایل به عضویت در وبلاگ دارید، تقاضای خود را به پست الکترونیک eazarei@gmail.com ارسال نمایید. تا چه قبول افتد و...